اس ام اس جدید

-

اس ام اس خنده دار ،اس ام اس عاشقانه،اس ام اس،جک

امروز چهارشنبه , ۲۵ مرداد , ۱۳۹۶ شما در اس ام اس جدید هستید.

اللــهم صــل علــي محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

به سایت اس ام اس جو خوش آمدید

لطفا برای حمایت و استفاده از مطالب ، ما را با نام اس ام اس جو لینک کنید .

اسپینر حرفه ای مدل اسپیرال

اسپینر حرفه ای مدل اسپیرال

اسپینر حرفه ای مدل اسپیرال وسیله ای بی نظیر برای کاهش استرس و اضطراب فـوق العـاده آرامش بخش و سرگـرم کننده دارای زیـبایی بصری با چرخش بسیار سریـع حدود ٣ دقيقه چرخش با هر ضربه ویژگی های اسپینر حرفه ای مدل اسپیرال: - وسیله ای بی نظیر برای کاهش استرس و اضطراب - دارای زیـبایی بصری با چرخش بسیار سریـع (حدود ٣ دقيقه چرخش با هر ضربه) - فـوق العـاده آرامش بخش و سرگـرم کننده - ارائه شده در رنگ های مشکی و قرمز - جنس اسپینر: فلزی - دارای بسته بندی فلزی شکیل - نسل جدید اسپینر ها

اسپینر حرفه ای مدل اسپیرال
خـريد پستي » قيمت فقـط : 49,000 تومان

پرفروش ترین محصولات

فروش ویژه اسپینر حرفه ای سه پره مدل الگانت



اسپینر حرفه ای سه پره مدل الگانت. وسیله ای بی نظیر برای کاهش استرس و اضطراب. فوق العاده آرامش بخش و سرگرم کننده. دارای زیبایی بصری با چرخش بسیار سریع. حدود ٣ دقيقه چرخش با هر ضربه ...

روش خرید: برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

قیمت: 35000 تومان

89

داستان جديد عدالت و لطف خدا ، ۸ام فروردین ۱۳۹۲

ورود به آرشیو داستانک

Www.Smsjo.IR

زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟

داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند.

سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟

زن گفت: من بیوه زن هستم و سه دختر دارم، با دستم ریسندگى مى کنم، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم ، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم .

هنوز سخن زن تمام نشده بود که …

در خانه داوود (ع) را زدند ، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد ، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید. حضرت داوود (ع) از آن ها پرسید : علت این که شما دسته جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟ عرض کردند: ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم ، ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى ، به او صدقه بدهى.

حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود : پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد و فرمود : این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن ، خداوند به حال و روزگار تو ، آگاهتر از دیگران است.

پرفروش ترین محصولات

دیدگاه مطلب داستان جديد عدالت و لطف خدا